تولد سه سالگي اميرصدرا جون
سلاااام ماماني الهي فدات بشم كه تو انقدر زود بزرگ شدي سه ساله من، درسته كه همه روزهاي اين سه سال به مراقبت از تو و نگراني براي تو گذشت اما يه دنياااا لذت برام داشت، تك تك ثانيه هاي اين سه سال رو با دنيا عوض نميكنم ... با تو گريه كردم، با تو خنديدم، با تو كلمه به كلمه صحبت كردن رو ياد گرفتم ... از جمله هاي دو كلمه ايت گرفته تااا حرفهاي قلمبه سلمبه اي كه اين روزا زياد ميگي ... قدم به قدم راه رفتنت منو به آسمونا برد، خنده هاي از ته دلت منو غرق خوشي كرد و مريضي ها و ناراحتي هات همه غم هاي دنيا رو تو دلم نشوند. امروز بيستم ارديهشت 96، قشنگ ترين تاريخي كه تقويمم به خودش ديده، آرزو ميكنم تا هميشههههه سلامت و شاد باشي، آرزو ميكنم قدم به قدم پله ه...
نویسنده :
فاطیما
11:31









